Shah Abdullah Alamee
- Description
بشکن سبوی خوبان کہ تو یوسف جمالی
منگر به هر گدایی، که تو خاص از آن مایی مفروش خویش ارزان، که تو بس گران بهائی
به عصا شکاف دریا، که موسی زمانی بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی
بشکن سبوی خوبان که تو یوسف جمالی
چو مسیح دم روان کن که تو نیز از آن هوایی
تو به روح، بی زوالی، ز درون با جمالی
تو از آن ذوالجلالی، تو ز پر تو خدایی
تو هنوز نه پدیدی، زجمال خود چی دیدی؟ سحری چو آفتابی ز درون خود بر آیی
شکریشکر فشان کن که تو قند نوشقندی
بنواز نای دولت که عظیم خشنوایی
